پنج‌ماه حکومت‌داری طالبان؛ افغانستان به کدام سو روان است؟

توسط Aamaj News

پنج‌ماه پیش، رییس‌جمهور نظام جمهوریت، پا به فرار گذاشت و افراد طالبان یکی پی‌دیگر کنترل ادارات را در کابل و ولایت‌ها را در دست گرفتند و از یک گروه جنگ‌جو به یک زمام‌دار با مسوولیت به گفته‌ی خود شان، تبدیل شدند. 

خبرنگار آماج با دید‌گاه‌های مردم و آگاهان در مورد پنج‌ماه حکومت‌داری طالبان در افغانستان، به رفتار‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی طالبان پرداخته است.

پس از به‌قدرت رسیدن طالبان در افغانستان و هجوم شهروندان از ترس آنان به فرود‌گاه کابل، اکنون طالبان با خط و نشان کشیدن در مورد حقوق زنان، آزادی بیان، ریش و لباس مردان، تن ندادن به یک حکومت همه‌شمول و رفتار‌های قومی، اخراج افراد حرفه‌ای از وزارت‌خانه‌ها و ریاست‌ها باعث شده که جهان و مردم افغانستان از رفتار طالبان دل‌سرد شوند. این‌کار باعث شد تا طالبان نه به مقبولیت داخلی دست یابند و نه هم مشروعیت جهانی.

شکریه بارکزی، سفیر پیشین افغانستان در ناروی، در پیوند به پنج‌ماه حکومت‌داری طالبان در افغانستان می‌گوید که رژیم طالبان در پنج‌ماه گذشته برای رسمیت و مشروعیت داخلی و بیرونی کاری را انجام نداده اند. وضعیت اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی و اقتصادی مردم واقعن با گذشت هر روز در حال بد‌تر شدن است.
بانو بارکزی می‌افزاید که امنیت در افغانستان تأمین نشده، اختلاف‌ها و جنگ‌ها از بین نرفته، فساد گسترده‌ی اداری از بین نرفته و در کُل ادارات دولتی که باید به شکل دوباره احیا می‌شد، نشده است.
به گفته‌ی او «تمام بدنه‌ی نظام نیمه است؛ اول به دلیل این‌که زنان در آن وجود ندارند، دوم به دلیل این‌که طالبان توانایی لازم را برای اداره‌‌ی یک کشور و چگونه‌گی زمام‌داری اصلن بلد نیستند؛ به همین دلیل است که این‌ها در پنج‌ماه حکومت‌داری خود ناکام بودند و هیچ دست‌آوردی نیز ندارند.»

بر خلاف دو دهه قبل، این بار چرا هیچ کشوری طالبان را به‌رسیمت نمی‌شناسد؟ 

خانم بارکزی چنین گفت: «بحث اول بحث حقوقی است؛ به‌رسمیت شناخته‌شدن طالبان دلیل‌های زیادی دارد از جمله مشروعیت داخلی است که وقتی‌که نظام در داخل مشروعیت خود را از رأی مردم نگرفته باشد و مردم افغانستان آن‌ نظام را تعیین نکرده باشند دشوار است تا کشور‌های دیگری طالبان را به‌رسیمت بشناسند. طالبان مشروعیت ملی ندارند. بحث دوم بحث سیاسی است؛ بخش اعظم آنانی‌که امروز در کرسی‌های بلند دولتی کار می‌کنند، افرادی هستند که سازمان ملل و دیگر سازمان‌ها برای پیدا کردن آن‌ها جایزه تعیین کرده است و در لیست سیاه قرار دارند. طالبان یک گروه تروریستی هستند که بدون شک به‌رسیمت شناخته‌شدن آنان از سوی دیگر کشور‌ها به‌طور خودکار رابطه‌‌های اقتصادی و سیاسی شان را زیر سوال می‌برد. به همین دلیل است که حتا پاکستان که مرکز و خانه اصلی طالبان است حاضر نشده تا خطر به‌رسمیت شناخته شدن طالبان را بپذیرد.»

طالبان پس از تصرف افغانستان، از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ با نام «امارت اسلامی افغانستان» تقریبا بر کُل کشور حکومت کردند. در این سال‌ها، کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تنها سه کشوری بودند که طالبان را به‌رسمیت شناختند. طالبان پس از حمله امریکا به افغانستان که باعث برکناری آنان از قدرت شد، اما به زودی با بازآرایی خود به صورت جنبش شورشی علیه دولت مورد حمایت امریکا (حامد کرزی) و نیروهای بین‌المللی (ناتو) جنگیدند. در پی سقوط کابل در ۱۵ آگوست ۲۰۲۱، طالبان دوباره قدرت را در افغانستان به دست گرفتند.


آیا طالبان تغییر کرده‌اند؟ 

سفیر پیشین افغانستان در ناروی می‌گوید که طالبان تغییر مثبت نکرده‌اند.
او گفت: «طالبان از لحاظ عمل‌کرد هیچ تغییر مثبت نکرده‌اند بل‌که تغییر منفی کرده‌اند. در گذشته زمانی‌که طالبان به افغانستان آمدند ادارات دولتی، خانه‌های مجلل و وسایط نقلیه وجود نداشت که آنان به غارت ببرند، اما امروز بدون اجازه‌ی افراد با نقض حریم‌ خصوصی‌شان وارد خانه‌های شان می‌شوند و مال‌و‌اموال شان را غضب می‌کنند و از مردم اخاذی می‌کنند؛ حتی غذای خود را بر سر مردم آماده می‌کنند. طالبان در کنار این‌که نتوانسته‌اند برای مردم سهولت ایجاد کنند خود شان یک تکلیف محسوب می‌شوند برای مردم، چون آن‌ها نمی‌توانند نفقه‌ی خود را آماده کنند و هم‌چنان اعمال شان انتقام جویانه است.»

این همه در حالی‌ست که با روی کار آمدن حکومت طالبان در افغانستان، دانش‌‌گاه‌های دولتی مسدود شدند، دانش‌گاه‌های خصوصی با جدا کردن صنف‌های دختران و پسران به شکل نیم‌بند به درس‌های شان ادامه دادند و در ادامه مکتب‌های دخترانه از صنف هفت به بالا مسدود ماندند. زنان از وظیفه‌های‌ شان برکنار شدند، رسانه‌ها در نهایت زیر تهدید و سانسور قرار گرفتند.
 
مجیب رحمانی، نام مستعار یک تن از خبرنگارانی است که در یکی از شبکه‌های خصوصی در کابل کار می‌کند، او که مسوولیت تهیه کننده‌گی برنامه‌های سیاسی را نیز بر عهده دارد می‌گوید که طالبان بار‌ها افراد شان را فرستادند و مسوولین را به‌خاطر یک بحث نقد حکومتی زیر فشار قرار داده‌اند. او گفت: «ما مجبور هستیم موضوع‌های برنامه‌ را به خواست طالبان آماده کنیم، ما حتا در انتخاب کارشناسان نیز بسیار متوجه هستیم، زیرا مخالفین حکومت طالبان را نمی‌توانیم دعوت کنیم.»
 
در همین حال، براساس تازه‌ترین گزارش شورای حقوق بشر سازمان ملل، بیش از ۳۵ تن از متخصصان حقوق بشر به این سازمان گفته‌اند که طالبان به‌طور پیوسته سعی بر حذف زنان و دختران افغان از اجتماع دارند.
این متخصصان از بدتر شدن شرایط زنان در افغانستان بعد از ماه آگست هشدار داده، گفته‌اند: «ما نگران تلاش‌های پیوسته و سیستماتیک جهت حذف زنان از عرصه اجتماع، اقتصاد و سیاست در سراسر افغانستان هستیم.»

زهرا محمدی، فعال مدنی و رییس تیم اتحاد و هم‌بسته‌گی زنان افغانستان می‌گوید: «طالبان در پنج‌ماه حکومت شان با‌وجود عفو عمومی، به ترور، اسیر، قتل‌های هدف‌مند و نقض آزادی بیان هم‌چنان ادامه داده‌اند و مکتب‌ها را به‌روی دختران بستند و به مانند آن قید و شرط‌ها برای زنان گذاشتند. در طول پنج‌ماه حکومت‌شان، طالبان هیچ‌گونه برخورد نیک و شایسته با مردم نداشتند. با این حال دست‌رسی به رسانه‌ها را نیز برای مردم محدود ساخته‌اند و رسانه‌های محلی به شدت تحت فشار قرار گرفته‌اند» به گفته‌ی او تجمع مردم به ویژه زنان به‌خشونت کشیده می‌شود و در کنار این‌ها بهانه‌های مختلفی برای بازداشت زنان مبارز و معترض با برچسب ترویج فحشا، از فعالیت آن‌ها جلوگیری می‌کنند.
او می‌افزاید که جامعه‌ی جهانی به هیچ صورت نباید طالبان را ب‌رسمیت بشناسند؛ چون طالبان خلاف وعده‌های شان عمل می‌کنند.
با این حال، خانم بارکزی از مبارزه زنان افغانستان در مقابل طالبان ستایش کرده و گفت که آنان نصف پیکر جامعه هستند و طالبان نمی‌توانند از آن چشم‌پوشی کنند. 

طالبان با فرهنگ و ادبیات فارسی چه می‌کنند؟ 

پس از گذشت سه ماه حکومت طالبان در افغانستان، آماج نیوز با یک پژوهش اختصاصی در ۳۴ ولایت کشور پیدا کرد که ۹۲.۵ درصد کابینه طالبان پشتون و ۱۰۰ درصد طالبان بودند. پس از آن گمانه‌‌زنی‌‌های مبنی بر حذف واژه‌های فارسی و فرهنگ فارسی در میان ادیبان و نویسنده‌گان فارسی زبان وجود داشت. آیا واقعن طالبان در پی حذف ادبیات و فرهنگ فارسی‌اند؟ 

نجیب بارور، شاعر و نویسنده‌ی کشور می‌گوید که جنگ طالبان جنگ فرهنگی و زبانی است. 
او گفت: «مسئله جنگ فرهنگی طالبان دقیقن مشهود و واضح است و همه می‌بینند که رفتار طالبان بسیار سازمان یافته است. این‌ها بر سر مزار امان‌الله خان گل می‌گذارند، اما سنگ قبر احمدشاه مسعود را می‌شکنند، مجسمه‌ی عبدالعلی مزاری را به خاک یک‌سان می‌کنند، همین‌گونه در مناطق ازبیک‌نشین به‌خاطر اعتراضات مردمی گروه انتحاری طالبان رژه نظامی رفتند. این‌ها رفتار مشهود طالبان در برابر اقوام دیگر به ویژه مسئله‌ی ضدیت با فارسی از گذشته‌ها روشن بود؛ در حکومت اول طالبان پشتو صحبت کردن خود یک امتیاز محسوب می‌شد، اما اگر در پاسخ طالبان با زبان فارسی حرف می‌زدید به خشونت و جنایت می‌انجامید.»
 
آقای بارور در اشاره بر رفتار فعلی طالبان گفت: «امروز هم طالبان رفتار‌های بسیار واضع دارند در این مورد، چنان‌ که دیدید لوحه وزارت امور زنان را که به دو زبان (فارسی و پشتو) نوشته شده بود پایین کردند و کاملن پشتو ساختند و تاریخ‌اش را نیز قمری نوشتند که این تاریخ هیچ وقت متعلق به جغرافیای افغانستان نبوده‌است. ما تاریخ شمسی داریم، سطح مخالفت فرهنگی طالبان بسیار عمیق است نه تنها علیه فارسی زبان‌ها بل‌که تمام قوم‌ها و اقلیت‌های دیگر. طالبان پشتون هیچ‌چیز دیگری را به رسمیت نمی‌شناسند و در برابر حقوق بعضی اقوام به‌صورت پنهان و در برابر فرهنگ مانند زبان فارسی بصورت واضع و آشکار دشمنی می‌کنند و این دشمنی بسیار نمودار است و وضاحت دارد. تاکید بر پشتو حرف زدن در جامعه‌ی که ۹۰ فیصد فارسی زبان است نوعی سیاست خاص است که حق عمومی را انکار می‌کند که این باعث می‌شود بدانیم طالبان به‌دنبال یک امر خاص فرهنگی هستند که با زور تحمیل می‌کنند. همان‌گونه که هیچ حکومت پشتونی در برابر این مسایل بی‌تفاوت نبوده حتی حکومت های قبلی یک دشمنی آشکار با فرهنگ فارسی داشتند.»

چالش گرسنه‌گی مردم، آیا طالبان را به زانو در خواهد آورد؟ 

طالبان پس از ورود شان به کابل و گرفتن قدرت به شیوه‌ی زور، فکر گرسنه‌گی مردم و قیام را نکرده بودند. اما قحطی و گرسنه‌گی بزرگ‌ترین چالش برای زمام‌دار یک کشور و حتا برای یک خانواده است. 
گروه بین‌المللی بحران در گزارشی گفته‌‌است که در صورت عدم کمک‌رسانی برای مردم افغانستان، قحطی و گرسنه‌گی بیش‌تر از جنگ ۲۰ سال اخیر، افغانستانی‌ها را خواهد کُشت. 
در این گزارش آمده است که، گرسنه‌گی و فقر شدیدی که پس از تسلط طالبان در افغانستان رخ داده، به نظر می‌رسد که بیش‌تر از بمب‌ها و گلوله‌های جنگ دو دهه، جان افغانستانی‌ها را می‌گیرد. گروه بین‌المللی بحران، ناتوانی طالبان در مدیریت اقتصاد افغانستان و قطع کمک‌های خارجی را عوامل بحران بشری کشور دانسته‌است.
این در حالی‌ست که پس از قدرت گیری طالبان در افغانستان، فقر و گرسنه‌گی به اوج خود رسیده و خانواده‌ها از بهر زنده‌نگه داشتن دیگر عضو‌های خانواده مجبور می‌شوند کودک و یا «گرده» خود را بفروشند.

سمیرا، نام مستعار یک تن از کارمندان دانش‌گاه کابل است که در بخش‌های صفا کاری کار می‌کند، او می‌گوید: «با پرداخت معاش از طرف طالبان که دو ماهه معاش مان را در پنج ماه پرداخت می‌کنند، نمی‌توانم حتا نان خشک به فرزندانم ببرم، گاهی از به دنیا آوردن فرزندانم خجالت می‌کشم، به ویژه وقتی که نانی برای آن‌ها نمی توانم آماده کنم.» شکریه که شوهرش را در جنگ‌ها از دست داده‌ است و تنها نان‌آور خانه است می‌گوید که این وضعیت دیگر برایش غیرقابل پذیرش شده است. 

تحلیل‌گران سیاسی به این باور اند که با زور نیزه و شمشیر اگر قدرت را در کنترول گرفتی، اما برای مردم امنیت و اقتصاد آورده نتوانستی برای شکست خود باید روز شماری کنی.

یک شهروند پایتخت‌نشین می‌گوید که در صورت نبود کار و نان، حکم زنده‌گی مرگ است. یعنی نان و کار نبود از گرسنه‌گی خواهی مرد، بنابر این مجبور هستیم که برای زنده ماندن یا دست به انقلاب بزنیم و رژیم که برای مردمش نان داده نتواند را سرنگون کنیم، در هردو صورت مجبور هستیم که خطر مرگ را بپذیریم؛ ما ترجیح می‌دهیم در راه انقلاب بمیریم.

با این‌حال، افغانستان به کدام سو روان است؟

نبود حکومت همه‌شمول، فروپاشی اقتصادی، قحطی و گرسنه‌گی، نبود یک اداره‌ی منظم کاری و عدم سازش با جهان امروز، در حکومت طالبانی ذهن مردم را درگیر کرده است که افغانستان به کدام سو در حرکت است.
احمد سعیدی، استاد دانش‌گاه و تحلیل‌گر مسایل سیاسی در این مورد چنین می‌گوید: «آینده‌ی افغانستان در حال حاضر روشن نیست، دنیا و مردم افغانستان هنوز تصمیم نهایی نگرفته‌اند که فردا چه باید کرد. بعضی از طالبان راضی به حکوت همه‌شمول هستند ولی بعضی از طالبان راضی نیستند، تا زمانی‌که طالبان افراطی و میانه‌رو مانند گروه حقانی و گروه ملا ‌برادر میان‌شان تسویه حساب نکنند وضعیت معلوم نخواهد شد. بناً افغاستان روزهای دشواری را سپری می‌کند، اگر حکومت همه‌شمول به‌میان نه‌آید با گرم شدن هوا جنگ‌ها و شورش‌ها از اکثر ولایت‌ها بر ضد طالبان آغاز خواهد شد.»

طالبان مثل همیشه وضعیت را قابل کنترول می‌دانند، اما این‌که در فصل بهار آینده چه سناریوهایی منتظر افغانستان است، زمان پاسخ خواهد گفت.

پست‌های مرتبط

نظر بگذارید